عضو هیئت مدیره فراگستر الکترونیک
بیش از دو دهه در حوزه حفاظت الکترونیک فعالم. آنچه اینجا میبینید بخشی از مسیری است که با فراگستر الکترونیک ساختهام.
اگر بخواهم صادق باشم، از یک کنجکاوی ساده شروع شد. سال ۱۳۷۶ بود که اولین بار با مفهوم شبیهسازی موجبر ماکرویو کار کردم، پروژهای که برای خیلیها شاید فقط یک پایاننامه دانشجویی بود، ولی برای من اولین نشانه بود که دنیای سیگنال و ارتباط چقدر میتواند جذاب باشد.
دو سال بعد، ۱۳۷۸، کارشناسی برق-مخابرات از دانشگاه آزاد گرفتم. همان سال برنده جایزه برگزیده چهارمین کنفرانس دانشجویی برق دانشگاه تهران شدم — اتفاقی که نه به خاطر جایزهاش، بلکه به خاطر اینکه به خودم ثابت کرد که میتوانم در میدانهای علمی حرف بزنم، برایم مهم بود.
وارد بازار کار که شدم، صداوسیما محل اصلی یادگیریام شد. ده سال — از ۱۳۷۸ تا ۱۳۸۸ — در پروژههای متعدد زیرساخت شبکه، حفاظت انفورماتیک و امنیت اطلاعات آنجا کار کردم. در دانشکده خبر تدریس کردم. در سمینارهای استانداریهای سراسر کشور سخنرانی کردم. درباره امنیت شبکه و اینترنت، درباره حفاظت فضای تبادل اطلاعات، درباره آنچه در آن روزها هنوز برای خیلیها ناشناخته بود.
اما موازی با این، یک جریان دیگر هم داشت شکل میگرفت، ورود به دنیای مشاوره در حفاظت الکترونیک. نظارت تصویری. کنترل دسترسی. صنعتی که در ایران تازه داشت جوانه میزد. و من دیدم که اینجا جای خالی زیاد است، خالی از دانش، خالی از استاندارد، خالی از کسی که بداند طراحی درست چیست.
از اواخر دهه هشتاد تا اوایل دهه نود، سالهایی بود که طراحی میکردم، مشاوره میدادم، نظارت میکردم. پروژههای نظارت تصویری و کنترل دسترسی در سازمانهای دولتی، مراکز تجاری، فرهنگسراها، فضاهای شهری و حتی فرودگاهها. هر پروژه یک درس بود — درس اینکه طراحی خوب یعنی چه، اینکه مشاوره واقعی چطور باید داده شود، اینکه فاصله بین فروش یک دوربین و ساختن یک سامانه حفاظت الکترونیک واقعی چقدر است.
در همین دوره بود که گواهینامههای بینالمللی گرفتم — از کمپانی «کارداکس» نیوزلند برای کنترل دسترسی، از «موبوتیکس» آلمان برای نظارت تصویری. عضو گروه مشاوران منطقه خاورمیانه و آفریقای «اکسیس» سوئد شدم و در سمینار سالانه مشاوران آنها شرکت کردم. دنیا داشت یاد میگرفت که امنیت یک پروژه مهندسی جدی است — و من میخواستم بخشی از آن یادگیری باشم.
۱۳۹۴ بود که به عنوان عضو هیئت مدیره به فراگستر الکترونیک پیوستم. فراگستر برای من فقط یک شرکت نیست — بستری است که در آن همه آنچه در سالها آموخته بودم، شکل عمومی پیدا کرد. فرزاد نوری، مدیرعامل و فراز نوری قائممقام مدیرعامل، مرا با دنیای ناشناخته فروش آشنا کردند. بزرگترین سرمایه فراگستر شبکه بسیار گسترده و قوی نمایندگانش بود و هست، و من کارکردن با یک شبکه عظیم فروشی را صادقانه تازه در فراگستر آموختم.
در فراگستر، با برگزاری رویداد مهم بینالمللی شهرامن شروع کردم. داهوا در ایران با این سمینار درخشید، تا جایی که سایت معتبر خبری «آیپیویام» برای اولین بار از ایران و برگزاری این سمینار گفت. در فرآیند راهاندازی کارخانه صنایع حفاظت الکترونیک همراهی کردم و مدتها برای ورود دوربین ایرانی با برند «ناظر» در بازار پروژههای کشور تلاش کردم.
در فراگستر، مجله تخصصی حفاظت الکترونیک راه انداختیم — چون این صنعت به متن نیاز داشت، به تحلیل، به کسی که دربارهاش بنویسد نه فقط بفروشد. آکادمی ساختیم با مجوز رسمی جهاد دانشگاهی خواجه نصیر — دورههایی که مدرک قابل ترجمه دارند و از مبانی شروع میکنند تا تخصص عمیق. پادکست صدای مشاور را شروع کردیم — ۱۲۲ اپیزود از گفتگوهای تخصصی که هنوز ادامه دارد.
و بعد فرااستودیو — رویدادی که به نظرم یکی از مهمترین کارهایی بود که انجام دادیم. ۴۹ رویداد آموزشی در ۲۵ استان کشور. بیش از ۴۰۰۰ نفر که از نزدیک آموزش دیدند. این اعداد برایم فقط آمار نیستند — پشت هر کدام از این نفرها یک مهندس است، یک طراح، یک ناظر که حالا بهتر کار میکند.
همچنین حدود ده سال در اتحادیه سراسری شرکتهای فنیمهندسی حفاظت الکترونیک فعالیت کردم، ابتدا به عنوان رئیس کمیسیون مشاوران، بعد به عنوان عضو هیئت مدیره. صنعتی که استاندارد نداشته باشد، رشد نمیکند، و این کار تلاشی بود برای اینکه استاندارد شکل بگیرد، فارغ از اینکه صادقانه فرصت بهبود فراوانی آنجا یافتم و فعلاً همراهش نیستم.
یک چیزی که همیشه در من بوده این است که وقتی حس میکنم دنیا دارد تغییر میکند، باید یاد بگیرم. ۱۴۰۲ بود که «پُست اِمبیاِی» در هوش تجاری و علم داده را شروع کردم. نه برای مدرک — برای اینکه امنیت الکترونیک دارد با داده و هوش مصنوعی گره میخورد، و من میخواستم این زبان را هم بلد باشم. کسی که فقط سختافزار بلد باشد، نصف داستان را میداند.
«اسرار تله موش» و «نقشه بدون نقطه کور» و ... از یک سوال ساده شروع شدند: چرا این صنعت کتاب ندارد؟ چرا یک مدیر که میخواهد سیستم امنیتی بخرد، نمیداند از کجا شروع کند؟ چرا یک طراح جوان نمیداند نقشه درست چیست؟
نوشتم چون سالها تجربه داشتم که میتوانست به درد کسی برسد. نوشتم چون معتقدم دانش باید منتقل شود، نه انحصار شود. و ادامه میدهم — چون هنوز چیزهای زیادی هست که باید نوشته شوند.